الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

171

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

مرا ببيند » . در حالات امير مؤمنان عليه السّلام روايت شده كه حضرت در جهت انجام كارى كه گذران زندگىاش شود در گرماى شديد به آن مىپرداخت . به اين هدف كه هنگامى خويشتن را براى دست‌يابى به روزى حلال به زحمت مىاندازد ، خداوند نظاره‌گر او باشد » « 1 » از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : « لا تكسلوا فى طلب معايشكم فانّ آبائنا كانوا يركضون فيها و يطلبونها ؛ « 2 » در راه دست‌يابى به روزى و گذران زندگى خود تنبلى نكنيد زيرا پدران ما براى دست‌يابى به آن ، مىدويدند » . محمد بن عذافر ، از پدرش روايت كرده كه گفت : امام صادق عليه السّلام هفتصد دينار « 3 » به من داد و فرمود : « اصرفها فى شيئى و قال : ما افعل هذا على شره منّى و لكنّى احببت ان يرانى اللّه تعالى متعرضا لفوائده ، قال : عذافر : فربحت فيها مأة دينار فقلت له فى الطواف : جعلت فداك قد رزق اللّه عزّ و جل فيها مائة دينار ، قال : اثبتها فى رأس مالى ؛ « 4 » با اين مبلغ چيزى خريدارى كن و به فروش برسان و فرمود : اين كار را از سر حرص و آز خويش انجام نمىدهم بلكه دوست دارم خداوند به هنگام بهره‌ورى من از آن‌ها ، نظاره گرم باشد . عذافر مىگويد : در آن معامله صد دينار سود بردم و در طواف خدمت امام رسيده و عرض كردم : فدايت شوم خداى عزّ و جل در آن پول صد دينار به من روزى عنايت كرد حضرت فرمود : آن را در سرمايهء من ثبت نما » و در باب دوم كتاب ، روايت مربوط به احتجاج امام صادق عليه السّلام با صوفىها ، يادآورى شد كه براى خردمندان ، بسنده است . 4 - شيخ صدوق و ديگران از امام صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه در تفسير آيهء شريفهء « رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً » فرمود : « رضوان اللّه و الجنّة فى الآخرة و السعة فى الرزق و المعاش و حسن الخلق فى الدنيا ؛ « 5 » منظور از آيهء شريفهء ، رضوان و بهشت الهى در آخرت و گشايش در رزق و روزى و معيشت و اخلاق نكو در دنياست » . 5 - نيز از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود : « نعم العون على تقوى اللّه ، الغنى ؛ « 6 »

--> ( 1 ) . فقيه ج 3 ، ص 163 چاپ غفارى . ( 2 ) . همان ، ص 157 . ( 3 ) . در كافى هزار و هفتصد دينار آمده است . ( 4 ) . فقيه ج 3 ، ص 158 - 156 . ( 5 ) . همان . ( 6 ) . فقيه ج 3 ، ص 156 .